
دلم در عاشقي آواره شد آواره تر بادا
تنم از بي دلي بيچاره شد بيچاره تر بادا
به تاراج عزيزان زلف تو عياريي دارد
به خونريز غريبان چشم تو عياره تر بادا
رخت تازه است و بهر مردن خود تازه تر خواهم
دلت خاره ست و بهر كشتن من خاره تر بادا
گر اي زاهد دعاي خير ميگويي مرا اين گو
كه آن آواره از كوي بتان آواره تر بادا
امير خسرو دهلوي
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:43 توسط شوريده
|